فلسفه قوفی
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
تا حالا شده هیچی فراموش کن تنها همین ترفند می تواند شما را به هیجان بیاورد تا باقی جمله را حدس بزنید دیشب شب بدددددی نبود اما خوووووب هم نبود در مکانی سربسته پر از سبد های خرید جونده و ادم های کم تحمل بوی ماهی بوی مواد شوینده فروشنده های سه پیچ تخفیف دهنده چند راز قلمبه در درون من صاف و ساده مقدمه ا...
فریاد
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
یعنی دارم به اتمام خودم می رسم یعنی باید ان الهام را باور کنم یعنی دیروز و روز های قبل یعنی باید فریاد کنم فریاد یعنی باید خیلی از حرف های برای گفتن را بنویسم
به یک انسان نیازمندیم
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
کتاب خواندم همه ی کتاب هایی سر زبان هابود هم چنین فیلم دیدم همه ی فیلم هایی که سر زبان ها بود هر چه کردم تا چراغ هزار ولت فکرم را به تو نشان بدهم حضرت مولانا اما تو به من پشت کردی زاهد گونه به سمت افق هایی رفتی که دستم به دامنت نرسد التماست نکنم من چگونه انسانی ام که عقلم را فروختم از ان فجیع تر عشق...
سرانجام انتخاب های دنباله دار
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
حرف حساب جواب دارد یا تشکر است یا تشر در زندگی انتخاب هایی یکی یکی اوار راهم شدند که همین حرف های حسابی را می زدند در اولین قدم وحشت زده می شدم به سمت در چوبی می رفتم وآی فرار اما باید مسئولیتی را در قبال انتخاب می پذیرفتم انتخاب به پرتگاهی می ماند که سر چراغ ماشین من بنده خدا سبز شده اگر بمانم باید...
دنیام ساده بود به خاطر همین ساده ازم گرفته شد
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
بیا بگیر این پشیمنه تن ازار را تنت کن تن لش این صورتک سرد را به صورتت میخکوب کن تا در اماج شدیدترین های این جا سر جایش باشد دیگر من ساده نداریم بیا پیچیده باش بگذار از تو بترسند مدت بیشتری سرک جنبان می شوند بعد که چیزی عایدشان نشد تخیل می بافند البته می توان جلوی همین تخیل بافی را گرفت خطر ناک باش س...
یک خبر خوب خدمت دوستان قدیمی بلاگم
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
سلام دوستان بالاخره به آرزویم رسیدم حیف که خیلی هایتان از من دورید یکی ... یکی.. و دیگری ...و ... دوستان خوبم که در این چند ماه همراه من بودید غر غر ها و منگول بازی هایم را شنید ید مرا فهمیدید دوستان مهربانم بالاخره پس از چهار سال بد بختی و تنهایی به ارزویم رسیدم مادرم نمی توانست حرف بزند اشک از چشم...
سکسکه
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
فعلا که مجوز ورود به کهکشان را گرفتم با کوله باری جدید با لباسی جدید اما افکار قدیمی ام سایش پیدا کرده سخت است که دوباره افکار قدیمی را از نو بسازی چون دیگر نمی توان گفت قدیمی ایست راستش حال که همه چیز جدید است باید باور ها و افکارم هم جدید باشند فقط امیدوارم مشکلی پیش نیاید یک فضانورد کوچولو با دما...
نجواهای بی حواس
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
تو همان اهنگ بی کلامی که تنها یک بار از رادیو شنیدمش همان یک بار شیفته ی تو شدم بر روی تاب به دل ابر های اسمان مهاجرت می کردم باید بدانی که رادیو را به بغل های گوشم نزدیک تر کردم موهایم را به پشت سر جا گذاشتم به تاب گفتم تکان نخورد اصلا به کل جهان گفتم متوقف شود تا این اهنگ تا ابدیت نواخته شود اما ر...
نه باد نه حرف نه سیگار هیچ کدام و هیچ وقت
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
شاپرک گلم اولین بار این اهنگ را در مدت معلوم شنیدی با لب اهنگ جواد عزتی برای بار دوم در فروشنده با لب اهنگ رعنا و عماد و هر دو بار سرشار از مجهولات شدی... بیشتر از این که باد شوم بروم لای مو هایش حرف بشوم بروم در گوش هایش خوشم امد که سیگار گوشه لبش شوم شاید اخرین بار باد شوم حرف شوم یا حتی سیگارش شو...
پشت سنگر دل پیچه ها یک قابلمه ماکارانی دلبری می کند بی انصاف
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 20:29
اگر این خاطره را در اینده می خوانی بدان که خیلی گرسنه ام یک قابلمه پر از ماکارانی خوش مزه منتظر من است اما معده ی من قهر کرده اجازه نمی دهد یک بشقاب سیر گرسنگی در کنم دستشویی هم همین بغل است امیدوارم همین دو روز رفت و امد های پی در پی داشته باشم چون حالم از دل پیچه و دارو های تلخ بهم می خورد معده نی...
عزیزم برای قلب نداشته ات گریه کن
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 3:36
#از سری خیالات نا محال (خدمت به این جا یا هر کس عزیز این خیال نامحال برایم مهم است پس لطفا پاک نشود )لاک پشت ها با بار سنگین شان هیچ وقت به راحتی راه نمی روند همیشه دیر می رسند به ان جایی که باید زودتر رسید احساس می کنم دوستم یک لاک بزرگ و سنگی درست مثل یک لاک پشت در قلبش داشت این گونه ارام و کسالت ...
فردا
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 3:36
زندگی این شاپرک کوتاهست اگر شمعی مرد باش تا اخرین لحظه او را در خود بسوزان در اوج نیستی اش از ترس مرگ خاموش نشو................زندگی اگه یک کتابه دوست دارم با کتاب بقیه فرق داشته باشه اگه همه زندگی ها یه کتاب قرمزه و خیلی درگیرشن دوست دارم کتاب زندگی من به رنگ اسمون باشه نه زیاد درگیر روزمره اش بشم ...
درست به کبودی زخم هایم
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 13:27
زمانی سعی کردم مثلا مهم ترین مرحله زندگی را به خوبی پشت سر بگذارم اما الان می خواهم به خوبی فراموشش کنم دیروز اوج نفرتم از دبیرستان عمیقتر از همیشه ,به همه ثابت شد با صدای تق در از خواب پریدم با وجود هیاهوی کولر از پشت در یک چیز هایی دست گیرم شد پشت تلفن کسی با من کار داشت پشت این دستگاه ارتباطی چه ...
نفس های اخر هیاهوی نیمه خالی شهریور
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 13:27
گفت و گو بین دو آدم واقعی:_حساب کن چند میلیون خرج این بچه می شود پول کلاس خصوصی ها و کمک به مدرسه, دخترم نام این بخشش وظیفه پدرانه ا ست + اههه ؟ میلیون پول زیاد ایست _:/+ببخشید اول به رقم پولی که وظیفه پدرانه مسببش بوده توجه کردم بله واقعا وظیفه پدرانه قابل تقدیر است---------------------------------...
خلاصه من در این ساعت و دقیقه است ....
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 13:27
زندگی این شاپرک کوتاهست اگر شمعی مرد باش تا اخرین لحظه او را در خود بسوزان در اوج نیستی اش از ترس مرگ خاموش نشو................زندگی اگه یک کتابه دوست دارم با کتاب بقیه فرق داشته باشه اگه همه زندگی ها یه کتاب قرمزه و خیلی درگیرشن دوست دارم کتاب زندگی من به رنگ اسمون باشه نه زیاد درگیر روزمره اش بشم ...